غلامعلى صفايى
399
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
سفاهته » متعلق به « ينوي » مىباشد و « كسر » مفعول « ينوي » و مضاف به ياء متكلم است . معناى شعر : « پس چيست در قلب كسى كه من سعى مىكنم براى جبران كردن - شكست - استخوانش تا او محفوظ بماند در حالى كه او قصد مىكند از سفاهت و بىعقليش خرد كن مرا » . نكته : اگر كسى اشكال كند كه هرگاه بر جمله فعليه كه فعل مضارع مثبت دارد ، واو داخل شود ، در اينجا يك مبتدا در تقدير گرفته مىشود كه در اين صورت واو حاليه بوده و زايده نمىباشد ، زيرا بر جملهء اسميه واو حاليه مىتواند داخل شود ، چنان كه ابن مالك مىگويد : و ذات واو بعدها انو مبتدا * له المضارع اجعلنّ المسندا جواب اين است كه اصل ، عدم تقدير گرفتن است ؛ بنابراين واو ، زائده بر جمله حاليه فعليه است . و اگر گفته شود كه زائده بودن هم خلاف اصل است بنابراين هردو فرض ، خلاف اصل دارد ، جواب اين است كه زائده بودن واو - بعد از قبول آن و اثبات آن در زبان عرب - خلاف اصل آن كمتر از تقدير گرفتن مبتداست . و همچنين زائده بودن واو در قول أبي العيال هذلى از شعراى مخضرم كه در زمان خلافت عمر به اسلام گرويد ظاهر مىباشد : « و لقد رمقتك في المجالس كلّها * فإذا و أنت تعين من يبغيني » « 1 » شاهد : در زيادت واو در مصرع دوّم است زيرا « إذا » فجائيه داخل بر جملهء اسميه مىشود بدون اينكه حرف عطفى ، يا ديگر حروف غير زائده بين آن و مبتدا قرار گيرد ، بنابراين واو زائده است . تركيب شعر : لام براى توطئه قسم است و جمله بعد جواب قسم مقدر است « رمقتك » فعل و فاعل و مفعول و جار و مجرور متعلق به آن است و « كلّها » تأكيد مجرور است ، فاء زائده و « إذا » فجائيه و « أنت » مبتدا و « تعين » فعل مضارع مخاطب و فاعل آن « أنت » مستتر و « من » موصوله مفعول آن و جمله « يبغيني » متشكل از فعل
--> ( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 126 .